در جستجوی حیات

(Zahra Rastegar )

در جستجوی حیات

(Zahra Rastegar )

روح القدس چیست و نقش روح القدس :

بر اساس آیه دوم و سوم فصل اول کتاب پیدایش، روح خدا (روح القدس)

به همراه خداى یدر و کلام زنده خدا

(مسیح) در زمان پیدایش هستى حضور داشته اند وهر سه یک ذات هستند و لذا روح القُدُس به  همین ترتیب شخصیت سوم تثلیث و خدا است.

نقش روح القدس در زندگی مسیحی ما و کلیسا اینست که به ما کمک می‌کند :

۱-او ما را به جمع راستی، هدایت می‌کند یوحنا ۱۶/۱۳

۲- او به ما اطمینان می‌بخشد که ما فرزندان خدا میباشیم . رومیان ۱۲/۸

۳-او به ما امید میبخشد . رومیان ۱۳/۱۵

۴-او ما را برای خدمت به دیگران مجهز می سازد . افسسیان ۱۱/۱۲

۵- او به ما نیرو میبخشد.افسسیان ۱۶/۳

امین

نقش روح القدس چیست؟


نقش روح القدس جیست؟

نقش روح القدس در زندکى مسیحى ما وکلیسا اینست که به ما کمک کند.

أو مارا به جمیع راستى ها هدایت مى کند. انجیل بوحنا ١٢١٣

او به ما اطمینان مى بخشد که ما فرزندان خدا مى باشیم. رسالة به رومیان ١٢:٨

او به ما امید مى بخشد، رسالة به رومبان ١٣:١٥

او به ما نیرو مى بخشد. رسالة به افسیان ١٢:٣

او مارا براى خدمت به دیکران مجهز هى سازد، رسالة به افسیان ١١٤٢ و ١٣

عیسى مسیح فرمود؛

www.ikelisa.com

امّا جون روح القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامى یهودیه و سامرِه و تا دورترین نقاط جهان، اعمال رسولان ١=٨

Visit >

نقش روح القدس جیست؟ | سازمان خدماتى

ایران براى مسیح

Images may be subject to copyright. Learn More

只 Save

Share

جات عمل روح الندس

٥ معن ()

15:06 A

سازمان خدماتى ایران براى مسیح

نقش روح القدس جیست؟

نقش روح القدس در زندکى مسیحى ما وکلیسا اینست که به ما کمک کند.

أو مارا به جمیع راستى ها هدایت مى کند. انجیل بوحنا ١٢١٣

او به ما اطمینان مى بخشد که ما فرزندان خدا مى باشیم. رسالة به رومیان ١٢:٨

او به ما امید مى بخشد، رسالة به رومبان ١٣:١٥

او به ما نیرو مى بخشد. رسالة به افسیان ١٢:٣

او مارا براى خدمت به دیکران مجهز هى سازد، رسالة به افسیان ١١٤٢ و ١٣

عیسى مسیح فرمود؛

www.ikelisa.com

امّا جون روح القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامى یهودیه و سامرِه و تا دورترین نقاط جهان، اعمال رسولان ١=٨

Visit >

نقش روح القدس جیست؟ | شود؛ باشد که قومها در بیشکاه تو داورى شوند. خداوندا، ترس بر جانشان بیفکن، تا قومها دریابند که انسانند و بس. سلاه

مزمور ٩:١٩-٢٠ N٨٧ععرفت

دعاى روزانه

signal

برخیز، ای خداوند! مکذار انسان جیره شود؛ ب

چرا مسیحیان باید تعمید بگیرند:


در انجیل متى، عیسى مسیح صراحتا فرمانى مى دهد که امروز نیز بعد از کذشت بیش از ٢٠٠٠ سال، کلیساها خود را ملزم به انجام آن مى دانند. این فرمان در ١٩ :٢٨ امده است؛ در این فرمان به شاکَردان کَفته مى شود که: " پس بروید و همه قومها را شاکَرد سازید وایشان رابه نام پدر ویسر و روح القدس تعمید دهید."

عهد جدید اولین بارى که از تعمید مى کوید در خصوص یحیى است(یوحناى تعمید دهنده در اصل). از متن مقدس متوجه مى شویم که یحیى، دیکَران را به تعمید مى خواند تا ایشان را متوجه کَنا هکار بودن خودشان نماید؛ از این دیدکاه انها لازم بود که از کناهان خویش توبه کنند و در آب توسط یحیى، تعمید کَیرند. او به ایشان مى کَفت که :" توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است" متى ٣:٢ . فریسیان پیرامون یحیى مى خواستند فقط بیایند بدون اینکه تغییر کنند، تعمید بکَیرند اما تعمید یحیى همراه با درخواست توبه از ایشان بود.

این مفهوم توبه در تعمیدى که توسط یحیى داده مى شد، بعدا در شخص عیسى مسیح، تبدیل شد به حقیقتى زرف که در ادامه در خصوص آن خواهیم کَفت.

اما حالا بکذارید که این را نیز بکوییم که کلمه تعمید در اصل، به معناى فرو بردن وغرق شدن است. در تعمید، شخص را در آب فرو من برند؛ کَاه نیز آب را فقط سه بار بر سر شخص تعمید کیرنده مى ریزند. اما در هر دو حالت، تعمید باید در نام پسر و پدر و روح القدس باشد.

جرا باید شخص را تعمید داد؟ و کِی؟ شاید ساده ترین پاسخ به اینکه جرا باید شخص تعمید بکَیرد همین است که عیسى شخصا فرمان آن را داده است؛ اما از این درکَذر، تعمید بیانکَر این حقیقت زرف است که شخص مانند این است که با عیسى مسیح دفن مى شود ( وقتى که دراب فرو برده مى شود) و مجددا با او از مرکَ رستاخیز مى کندا وقتى که از آب بیرون من آید). إز این منظر، شخصى که تعمید مىکَیرد کَوییا نسبت به کَناه مى میرد و این اعلام این مطلب است که در تازکى حیاتى که از مسیح است برمى خیزد تادر مسیر رشد روحانى وزندکى به دور از کناه، به شباهت مسیح در آید.

شخصى که به مسیح ایمان مى آورد، لازم است که در اولین فرصت نیز تعمید بکَیرد. منظور این است که تعمید یک کار دلبخواه نیست که یک فرد مسیحى بکوید که من علاقه اى بدان ندارم. پس در صورتى که مانعى براى تعمید کرفتن شخص ایماندار نباشد، تعمید کَرفتن امرى الزامى مى باشد.

در خصوص اینکه جه کس مى تواند شخص را تعمید دهد؛ در کلیساهاى سنتى، کشیش یا دیکَر رتبه هاى روحانى این کار را انجام مى دهدودر کلیساهاى دیکَر، این کار توسط شبان انجام مى کَیرد.

در کلیساهاى سنتى، حوض تعمید (در مواردى که آب بر سر فرد ریخته مى شود) در ابتداى کلیسا قرار دارد. این نمادى از این است که شخص قبل از ورود به کلیسا لازم است که تعمید بکَیرد. در کلیساهاى سنتى، مفهوم تعمید از این معنا که شخص، با تعمید به عضویت کلیسا در مى آید فراتر رفته و به عنوان یک آیین فیض بخش مطرح من شود که پیش شرطى براى سایر آیین هاى فیض بخش کلیسایی مى باشد.

غسل تعمید، آیینى است که در زندکَى هر مسیحى باید فقط یک بار انجام شود.

فرمان اعظم:

در انجیل متى، عیسى مسیح صراحتا فرمانى مى دهد که امروز نیز بعد از کذشت بیش از ٢٠٠٠ سال، کلیساها خود را ملزم به انجام آن مى دانند. این فرمان در ١٩ :٢٨ امده است؛ در این فرمان به شاکَردان کَفته مى شود که: " پس بروید و همه قومها را شاکَرد سازید وایشان رابه نام پدر ویسر و روح القدس تعمید دهید."

عهد جدید اولین بارى که از تعمید مى کوید در خصوص یحیى است(یوحناى تعمید دهنده در اصل). از متن مقدس متوجه مى شویم که یحیى، دیکَران را به تعمید مى خواند تا ایشان را متوجه کَنا هکار بودن خودشان نماید؛ از این دیدکاه انها لازم بود که از کناهان خویش توبه کنند و در آب توسط یحیى، تعمید کَیرند. او به ایشان مى کَفت که :" توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است" متى ٣:٢ . فریسیان پیرامون یحیى مى خواستند فقط بیایند بدون اینکه تغییر کنند، تعمید بکَیرند اما تعمید یحیى همراه با درخواست توبه از ایشان بود.

این مفهوم توبه در تعمیدى که توسط یحیى داده مى شد، بعدا در شخص عیسى مسیح، تبدیل شد به حقیقتى زرف که در ادامه در خصوص آن خواهیم کَفت.

اما حالا بکذارید که این را نیز بکوییم که کلمه تعمید در اصل، به معناى فرو بردن وغرق شدن است. در تعمید، شخص را در آب فرو من برند؛ کَاه نیز آب را فقط سه بار بر سر شخص تعمید کیرنده مى ریزند. اما در هر دو حالت، تعمید باید در نام پسر و پدر و روح القدس باشد.

جرا باید شخص را تعمید داد؟ و کِی؟ شاید ساده ترین پاسخ به اینکه جرا باید شخص تعمید بکَیرد همین است که عیسى شخصا فرمان آن را داده است؛ اما از این درکَذر، تعمید بیانکَر این حقیقت زرف است که شخص مانند این است که با عیسى مسیح دفن مى شود ( وقتى که دراب فرو برده مى شود) و مجددا با او از مرکَ رستاخیزمى کندا وقتى که از آب بیرون مى آید). از این منظر، شخصى که تعمید مى کَیرد کَوییا نسبت به کَناه مى میرد و این اعلام این مطلب است که در تازکى حیاتى که از مسیح است برمى خیزد تادر مسیر رشد روحانى وزندکى به دور از کناه، به شباهت مسیح در آید.

شخصى که به مسیح ایمان مى آورد، لازم است که در اولین فرصت نیز تعمید بکَیرد. منظور این است که تعمید یک کار دلبخواه نیست که یک فرد مسیحى بکوید که من علاقه اى بدان ندارم. پس در صورتى که مانعى براى تعمید کرفتن شخص ایماندار نباشد، تعمید کَرفتن امرى الزامى مى باشد.

در خصوص اینکه جه کس مى تواند شخص را تعمید دهد؛ در کلیساهاى سنتى، کشیش یا دیکَر رتبه هاى روحانى این کار را انجام مى دهدودر کلیساهاى دیکَر، این کار توسط شبان انجام مى کَیرد.

در کلیساهاى سنتى، حوض تعمید (در مواردى که آب بر سر فرد ریخته مى شود) در ابتداى کلیسا قرار دارد. این نمادى از این است که شخص قبل از ورود به کلیسا لازم است که تعمید بکَیرد. در کلیساهاى سنتى، مفهوم تعمید از این معنا که شخص، با تعمید به عضویت کلیسا در مى آید فراتر رفته و به عنوان یک آیین فیض بخش مطرح من شود که پیش شرطى براى سایر آیین هاى فیض بخش کلیسایی مى باشد.

غسل تعمید، آیینى است که در زندکَى هر مسیحى باید فقط یک بار انجام شود.✝️

دلایل برتری مسیحیت به دیگر ادیان:

آیا مسیحیت واقعا منحصر به فرد است یا فقط یکى از راه هاى رسیدن به حقیقت است؟ آیا مسیحیت در بین ادیان دیکر جهان واقعا منحصر به فرد است؟ اکر جنین است جه جیزى باعث بى همتایى آن شده است؟ مسیحیت در بین تمامى ادیان جهان منحصر به فرد است ومدعى جیزهایى است که در دیکر ادیان وجود ندارد. اولین مورد این است که ادیان دیکر انسان را تشویق مى کنند تا با توسل به اعمال وکارهاى خود به خدا برسند.

مسیحیت تنها دینى است که در آن خداوند به سمت انسان آمده است. مورد دوم اینکه، ادیان دیکر شامل یک سرى از بایدها ونبایدهاست که پیروان آنها باید براى رضایت وخشنودى خدا انجام دهند؛ در حالى که مسیحیت برقرارى یک رابطه بین انسان وخداوند است. سوم اینکه، کتاب مقدس در مسیحیت تنها منبع یکانه حقیقت مى باشد. در نهایت اینکه مسیحیت داراى حیرت انکیز ترین رویداد تاریخ بشر یعنى رستاخیز مى باشد.

اولین مسئله در مورد دیکر ادیان جهان این است که در آنها یک سیستم باید ونباید وجود دارد یعنى کارهایى که باید انجام دهیم وکارهایى که باید از انها دورى کنیم تا بتوانیم خدا را از خود خشنود کرده و لطف او را شامل حال خود کنیم. اما مسیحیت بر اساس این اصل کتاب مقدسى است که ما هرکز نمى توانیم به آن اندازه خوب و کامل شویم که بتوانیم در حضور پاک ومقدس خدا قرار بکیریم. قانون موسى به انسان داده شد تا به ما ثابت شود که نمى توانیم به این قوانین به طور کامل عمل کنیم. غلاطیان فصل 3 هدف از اعطاى قوانین موسى را به ما توضیح مى دهد. قوانین موسى فقط مانند یک معلم ومدیر ما را به سمت مسیح هدایت کرد، آن قوانین نمى توانند باعث نجات ورستکارى ما بشوند (غلاطیان فصل 2 آیه 16). عدم توانایى ما در عمل کردن به قوانین موسى در کفته عیسى مسیح که آن را بزرکترین فرمان خواند، به روشنى دیده مى شود: «خداوند راکه خداى نوست، با تمام قلب وجان و عقل خود دوست داشته باش» (متى فصل 22 آیه 37). این یعنى ما نمى توانیم خدا را در هر لحظه از شبانه روز با تمامى وجود دوست داشته باشیم و حتى یک لحظه هم به خود فکر نکنیم، انجام این کار توسط انسان غیر ممکن است. اما خدا به جاى اینکه ما را به قانون شکنى محکوم کرده وبه حال خود رها کند، یک جایکزین براى انجام کامل قوانین به ما داده است یعنى عیسى مسیح؛ او احکام خدارا به طور کامل براى همه ما به سرانجام رساند. ما با ایمان به او و قبول کارى که براى ما انجام داد در نظر خدا بى کناه شدیم. این تفاوت مهم و حیاتى بین مسیحیت و دیکر ادیان مى باشد. دوم، مسیحیت یک سیستم دینى نیست بلکه برقرارى یک رابطه با خداوند است، رابطه اى که او آغازکر و نکَهدارنده آن است. مسیحیان عتقدندکه انسان مشخصا به این دلیل آفریده شد تا با خداى خود رابطه برقرار کند، اما کناه این رابطه را بهم زد و انسان را از خدا جدا کرد.

(رومیان فصل 3 آیه 23، فصل 5 آیه 12). مسیحیت به ما مى کوید عیسى مسیح روز زمین آمد، او به طور کامل هم خدا بود وهم انسان (فیلیپیان فصل 2 آیه هاى 11-6)، وجان خود را روى صلیب فدا کرد تا این رابطه اى که کناه آن را قطع کرده بود دوباره وصل کند. عیسى مسیح پس از مرکَ بر روى صلیب، دفن شد وپس ازسه روز دوباره زنده شد وهم اکنون در دست راست خداى پدر نشسته و براى ما تا به ابد میانجى کرى مى کند (عبرانیان فصل 7 آیه 25). حال دیکر به جشم قانون شکن دیده نمى شویم وبه فرزند خواندکى خدا در آمده ایم (افسسیان فصل 1 آیه 5). نزدیکى و صمیمت این رابطه حتى عمیق تر است، ایمانداران بدن مسیح هستند بدنى که مسیح سر آن است (افسسیان فصل 1 آیه هاى 23-22)، آنها با خون مسیح خریدارى شده اند (عبرانیان فصل 9 آیه 12). هیج دین دیکرى ادعایى حتى نزدیک به این حقیقت حیرت انکیز ندارد موردى دیکرى که مسیحیت را منحصر به فرد مى کند منبع اطلاعاتى آن است. همه ادیان داراى نوعى اطلاعات ابتدایى هستند که طرح کلى ایمان و اعمال آنها را ترسیم مى کند، اما هیجیک از آنها منبع اطلاعاتى مسیحیت عنى کتاب مقدس را ندارد، کتابى که خدا آن را نوشته است و هیج خطایى ندارد وهر آنجه براى ایمان و عمل لازم است را در آن عنوان کرده است (دوم تیموتائوس فصل 3 آیه 16). مسیحیان معتقدند که تمامى بخش هاى کتاب مقدس را خدا الهام کرده وتعالیم آن کاملا موثق و معتبر هستند (دوم یموتائوس فصل 3 آیه 16، دوم پطرس فصل 1 آیه هاى 21-20). کرجه ادیان دیکرى نیز وجود دارند که از نبوت استفاده مى کنند اما هیجکدام به طور 100% دقیق ودرست نیستند، تنها کتاب مقدس است که پیش کویى هاى آن 100% درست و دقیق هستند. هیجیک از ادیان به شخصى مانند سیح اشاره نکرده اند که ادعا ومعجزات شکَفت انکیزى انجام داده باشد.

شاید بتوان کفت مهم ترین اصل مسیحیت که آن را از دیکر ادیان جدا و منحصر به فرد کرده است رستاخیر عیسى مسیح مى باشد. رستاخیز سیح نقش حیاتى در مسیحیت دارد وبدون آن مسیحیت وجود ندارد و ایمان ما بى فایده است (اول قرنتیان فصل 15 آیه 14). رستاخیز مسیح بود که زندکَى شاکَردان را متحول کرد. شاکَردان مسیح پس از مصلوب شدن او فرار کردند و مخفى شدند اما پس از رستاخیز مسیح به این نتیجه رسیدند که همه کارها وسخنان مسیح ثابت مى کنندکه او خداوند در جسم انسان است. هیجیک از دیکران رهبران دینى کاملا تحت نظارت جلادان لمردند، قبر آنها محافظت نشد، و پس از سه روز دوباره زنده نشدند و خود را به بسیارى از مردم نشان ندادند. رستاخیر ثابت مى کندکه عیسى سیح کیست وکارى که باید به سرانجام مى رساند را انجام داد: یعنى فراهم کردن راه رسیدن انسان به نجات. بودا، محمد، کنفوسیوس و کریشن دوباره زنده نشدند و رستاخیز نکردند. تنها عیسى مسیح به صورت بسمانى رستاخیز کرد، روى آب راه رفت، مدعى شد که خداست ودیکران را نیز زنده کرد. او بر مرک غلبه کرد. تنها در مسیحیت فردى را داریم که ادعا مى کند خداست، معجزات زیادى انجام دادتا الوهیت خود را ثابت کند، مرد وسیس زنده شد و ادعا کرد که « راه منم، راستى منم، زندکى منم. هیجکس نمى تواند به خدا برسد مکر بهوسیلة من » (یوحنا فصل 14 آیه6)