تاریخجه مذهب پروتستان، به قرن شانزدهم میلادى باز
مى کَردد واز عمر آن، حدود یانصد سال مى کَذرد و از آن جهت که این مذهب در اعتراض به برخى عقاید کلیساى کاتولیک شکل کرفت، نام پروتستان به خود کَرفت. پروتست
ا( به معناى اعتراض و یروتستان به معناى معترض است.
پروتستان توسط مارتین لوتر (به آلمانی: Martin Luther ) (زادة ١٠ نوامبر ١٢٨٣ در آیسلبن آلمان - درکَذشته ١٨ فوریة عمه١) کشیش متجدد دوران رنسانس، مترجم انجیل به زبان آلمانى ویک اصلاح طلب مذهبى بود. او یکى از تأثیر کذارترین شخصیتها در تاریخ آئین مسیحیت واز بیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانى به شمار می رود.
"من به مسیح ایمان آوردم، جون او به من شادى داد؛ به من امید داد؛ به من آرامش داد؛ مرا از افسردکَى نجات داد؛ فلان بیمارى را داشتم، مرا شفا داد؛ زندکَى برایم پوج و بى معنى بود، او به زندکَى من هدف بخشید؛ در فلان کناهان بودم، مرا آزاد کرد؛ در فلان نوع مشکلات شخصى یا خانوادکى یا مالى بودم، به دادم رسید؛ بدنبال حقیقت بودم، او را یافتم." جوابها اغلب حول و حوش این مسائل مى جرخد.
تمام این جوابها که بیانکر علت ایمان آوردن ما به مسیح است، و سایر جواب هاى مشابه، بسیار درست و بجا و اصیل است. اما طبق تعالیم عهد جدید، همه اینها فقط مى توانند "علت اولیه" ایمان ما به مسیح باشند. اینها مانند جرقه هایى هستند که ایمان را در قلب ما شعله ور مى سازند.
اما اکر عهد جدید را مطالعه کنیم، خواهیم دید که بدون هیجکَونه پرده پوشى یا تعارف، براى دعوت انسان بسوى ایمان به مسیح، علتى روشن بیان مى دارد و آن نیز رهایى از
"عذاب جاودانى" و یناه آوردن به "حیات جاودانى" است. این نکته اى است که متأسفانه امروزه کمتر به آن اشاره مى شود، اما اساس تعلیم عهد جدید را تشکیل مى دهد.
در عهد جدید هیجکَاه تعلیم داده نشده که انسان باید به مسیح ایمان بیاورد تا فقط در این دنیا به آرامش و جیزهاى دیکَر دست یابد. هدف اصلى خدا، اعطاى "حیات جاودانی" است که البته این حیات از همیر هان آغاز مى شود (براى نمونه، به بوحنا ١٢:٣ مراجعه کنید) آمین
اولین مورد نوع نکاهشان به شخصیت پاب است، پروتستان ها باور دارند که هیج انسانى معصوم نیست و تنها رییس حقیقى کلیسا، شخص مسیح است نه پاپ و هیج جانشینى هم ندارد.
تفاوت بعدى در کلیسا هاست، کاتولیک ها کلیسا هاى خیلى بزرک و مجلل وپر زرق و برق دارند ولى پروتستان ها نه، کاتولیک ها میکویند که هر آدمى حتما باید اتحاد و رستکارى خودش را در «کلیسا) کشف کند و عضوى از کلیسا باشد ولى پروتستان ها مى کویند همه مسیحیان صرف نظر از اینکه به عضویت یک کلیسا درآمده باشند یا نه مى توانند رستکَار بشوند، آنها زیاد اهل کلیسا نیستند.
تفاوت بعدى در آب مقدس است که فقط ویزه کاتولیک ها است. آب مقدس، آبى است که کشیشان آن را مقدس مى کنند و براى غسل تعمید، مقدس سازى جاها و دور کردن زشتى ها و پلیدى ها از آن استفاده میکنند
کاتولیک ها به «برزخ» اعتقاد دارند. جایکًا هى که مؤمنان کنا هکار، یعنى کسانى که پس از تعمید کناه کردن پس از مرکً به آنجا مى روند ویک مدتى مى مانند تا کفاره ى کَنا هانشان را بدهند و آماده ورود به بهشت بشوند.
ارتدکس ها هم به برزخ اعتقاد دارند ولى پروتستان ها اصلا همجین اعتقادى ندارند.
براى پروتستان ها حرف اول و آخر را کلام خدا و کتاب مقدس میزند ولى براى کاتولیک ها سنت و کَفته هاى شخص پاپ هم اهمیت خیلى بالایى دارد.
در مذهب کاتولیک، تنها مرجعى که مى تواند کتاب مقدس را تفسیر کند کلیساى کاتولیک رم است. اما پروتستان ها معتقد اند هر کسى مى تواند کتاب مقدس مطابق دانسته هاى خودش تفسیر کند.
اختلاف دیکر در مسئله ى «عشاى ربّانى) است. کاتولیک ها در این آیین ((نان و شراب) ى میخورند که خیلى اعتقاد دارند بعد از خوردنشان آنها حقیقتاً و ذاتاً به «خون و کوشت مسیح) تبدیل مى شود و این آموزه را «تبدّل جوهر» مى نامند. که این هم مورد قبول پروتستان ها
بکى دیکر از موارد اختلاف، مسئله ى (اعتراف) است.
شخص کَناهکار مقابل کشیش مى ایستد و اعتراف میکند واظهار پشیمانى مى کند. کشیش هم شخص توبه کننده را به تناسب بزرکى کناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مکلّف مى کند و میبخشد. کلیساى پروتستان از اساس مخالف این است و با اعتراف و آمرزش کناهان توسط کشیش و شفاعت خواستن از مقدسات مخالفت جدى دارد
دعا براى مردکان و درکَذشته ها همیشه در کلیساى کاتولیک و ارتدکس انجام میشود ولى بین پروتستان ها نه، به کفته ى لوتر، زیارت اماکن مقدس، روزه و برکزارى مراسم دعا براى مردکان، باید تعطیل بشود، پروتستان ها هم مثل ارتدکس ها با تمثیل و مجسمه مسیح و قدیسان مشکل دارند ضمن اینکه برخلاف ارتدکس ها با نقاشى هاى آنها هم مشکل دارند، آنها این مدل احترام را در حکم پرستش مجسمه ها و نقاشى ها مى دانند واز نظرشان
کفر است.
امروزه بیش از نیمى از مسیحیان جهان پیرو کلیساى کاتولیک، حدود ٣٥% تابع کلیساى پروتستان و ه١% پیرو
کلیساى ارتدکس هستند.✝️.
کلیساى کاتولیک معتقد است فقط اسقف رم پاپ به حساب مى آید و حق رهبرى بر تمامى مسیحیان را دارد، ولى کلیساى ارتدکس میکوید نه، این حق براى پنج مرکز اصلى؛ اورشلیم، انطاکیه، رم، اسکندریه و قسطنطنیه به طور برابر وجود دارد و هیج کلیسایى بر دیکرى برترى ندارد.
این کلیسا به اسقف هاى این شهرها لقب «پاتریارک) مى داد.
بعدها کلیساى ارتدکس علاوه بر این جهار پاتریارک نشین، پاتریارک نشین هاى جدید در روسیه، صربستان، رومانى، بلغارستان و کرجستان را هم به مجموعه خودش اضافه کرد. امروز رهبر ارتدکس هاى دنیا در استانبول ترکیه ستقر هستند که البته این رهبرى نمادین است و تمام اسقف نشین هاى ارتدکس به صورت مستقل اداره مى شوند.
اختلاف بعدى سر تمثیل ها و مجسمه هاست، مجسما عیسى و مریم و قدیسان مسیحى در کلیسا هاى کاتولیک وجود دارد و مورد احترام اند در صورتى که شما در کلیسا هاى ارتدکس، هیج مجسمه اى نمى بینید و نقاشى هایى از مسیح و مریم مقدس روى دیوار و سقف کلیس
کشیدند.
کلیساى کاتولیک مجرد بودن را براى کشیش ها اجبارى مى دانند ولى کلیساى ارتدکس به افراد متاهل هم اجازه میدهد کشیش بشوند.
به باور کاتولیک هاى رم مسیح انسان را با مصلوب شدن و مرک خودش نجات داده و بهاى کناهان بشر را پرداخته و مسیر او را به سمت بهشت هموار کرده است. اما براى ارتدکس ها رستکارى با پیروزى مسیح بر مرک در روز قیامت به دست مى آید با ظهور دوباره اش، براى همین هم هست که بر خلاف هنر غرب، در هنر یونانى و شرق چهره خونین و مصلوب عیسى نمایش داده نمى شود.
تفاوت اصلى ارتدکس ها با کاتولیک ها در مرجعیت دینى است. کاتولیک ها مدعى اند پاپ جانشین پطروس مقدس مستند و تمام مسیحیان جهان باید از او تبعیت کنند اما ارتدکس ها مى کویند همه ى مناطق اسقف نشین اعتبار بکسان دارند و باهم برابرند. البته پروتستان هام مخالف این برترین و یک قدم هم جلوتر رفتند و مرجعیت یاب ها راقبول ندارند.
در سال ١٥٥٣ میلادى یک روز پاپ واتیکان نامه اى براى رقیب خودش اسقف قسطنطنیه نوشت و از او خواست برترى پاپ هاى رم را به رسمیت بشناسد و تهدید هم کرد اکر همجین کارى نکند از بدعت کذاران و پیروان کلیساى شیطان به حساب میاد. اسقف قسطنطنیه هم تمام نمایندکان جهان مسیحیت در شرق را دور هم جمع کرد و همکى باهم پاپ هاى رم را تکفیر کردند و اینجورى شد که کلیساى شرق و غرب رسما از هم جدا شدند، کلیساى غرب، کاتولیک و کلیساى شرق به نام کلیساى ارتدکس مشهور شد، یعنى راست آیین ها، کسایى که باور درست دارند.